یادداشت چرایی و چگونگی حمایت علما از تولیدات ایرانی در عصر قاجار یکی از ویژگی های اقتصاد ایران در دوره قاجار، وابستگی تدریجی به محصولات خارجی بود. در این شرایط عده ای از علما به فکر حمایت از تولیدات داخلی در برابر سلطه اقتصادی غرب افتاده، اقداماتی در این عرصه انجام دادند.

- مبانی نظری حمایت از تولیدات داخلی

علما در مقاطعی از دوره قاجار بر اساس یک سری موازین اصولی بر استفاده از تولیدات داخلی تأکید می کردند. مبنای اصلی این تأکیدات، آموزه های مذهبی بوده است. آنها در بخش شناختی، سعی می کردند شرایط را بر اساس موازین دینی تبیین کرده و با اقناع مردم در ارتباط با خطر سلطه اقتصادی غرب، مردم را در جهت استفاده از کالاهای داخلی برانگیزند. برخلاف حکام قاجاری که به این امور کمتر توجه داشتند، علما در زمینه جلوگیری از سیطره اقتصادی اجانب بر بازار مسلمانان احساس تکلیف کرده و با اتکا به آیات و روایاتی که در این باره وجود دارند، به اهمیت استفاده از تولیدات داخلی برای تقابل با سلطه اقتصادی غرب تأکید می کردند.

1) حمایت بر اساس تعالیم مذهبی

دوره قاجار با تمام کاستی ها و مشکلات اقتصادی اش، به لحاظ میزان پای‌بندی عمومی مردم به دین و مذهب، یکی از ادوار مثال زدنی در تاریخ ایران دوره اسلامی بوده است. بخش اعظم تلاش های مبلغانِ استفاده از کالاهای ایرانی در عصر قاجار بر بنیان ترغیب بر اساس تعالیم مذهبی استوار بوده است. برای یک جامعه مذهبی مانند ایران، بهترین و کارآمدترین مشوق ها در این زمینه نیروهای انگیزشی مذهبی بودند. با این اوصاف، دلیل موفقیت های نسبی و موقتی در مورد استفاده از کالاهای داخلی به جایگاه مستحکم دین در بین ایرانیان مربوط می شد. در بخش سلبی هم با تأکیدات خطبا و نویسندگان رسالات مذهبی، در مقاطعی از تاریخ قاجار، استفاده از کالاهای فرنگی تحریم می شدند.

زمانی که گفته می شود از تولیدات داخلی بر اساس آموزه های دینی و بیدارسازی غیرت مذهبی حمایت می شد نباید اینگونه تصور شود که همانند عصر حاضر، کالاهای جایگزین داخلی و بدیل های متعدد برای مردم وجود داشته، بلکه مردم ناگزیر بودند بخاطر پای‌بندی هایی که به مذهب داشتند، قید برخی از کالاها و خدماتی که منشاء آنها فرنگ بوده است را به کلی بزنند و در راستای حمایت از شیعیان در برابر سیطره اقتصادی اجانب، ایستادگیِ همراه با تحمل یک سری محدودیت ها داشته باشند.

2) حمایت‌های استعمارستیزانه

فحوای اعتقادیِ مبارزه با استعمار، موجب شده بود علمای دوره قاجار با خوانشی وظیفه‌‌محور از این تقابل، در صدد حفظ استقلال جامعه و جلوگیری از تسلط کفار بر بازار مسلمانان برآیند. علما به خوبی دریافته بودند نفوذ خزنده استعمار بر اقتصاد ایران، علاوه بر فروریختن تدریجی پایه‌های اقتصاد در ابعاد خُرد و کلان آن، حس اعتماد به توان داخلی را نیز از بین خواهد برد. لذا با مشاهده فعالیت‌های استعماری دول اروپایی در ایران، تحریم کالاهای خارجی را یکی از مصادیق مبارزه با استعمار دیده و بر این کار اهتمام ویژه ای نشان دادند.

طبیعی هم بود در شرایطی که امکان مبارزه نظامی با استعمارگران وجود نداشت و شاه ایران نیز آن اقتدار گذشته را نداشت،[1]مسئولیت علما در این دوره سنگین‌تر شده بود و حداقل کاری که علما می توانستند انجام دهند کاستن از عوارض حضور بیگانگان در اموری مانند اقتصاد بوده است. گزارش ها نشان می دهد استعمارستیزی یکی از مبانی مهم برای حضور علما در صف اول حمایت از تولیدات داخلی بوده است.

علما همواره برای نفی سلطه بیگانه بر مقدرات مسلمین، به آیه «ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» استناد می جستند و بر مبنای تصریحات قرآن و احادیث معصومین، وظیفه خویش می دانستند که در جهت سد سبیل کفار بکوشند. (زرگری نژاد، 1374: 76) 

3) حمایت بر مبنای ایران‌گرایی

عامل دیگری به نام ایران‌گرایی نیز در دوره قاجار در روند ترغیب مردم برای حمایت از تولیدکنندگان داخلی نقش ایفا می کرد. هر چند این عامل به نسبت عامل اول از اهمیت کمتری برخوردار بود اما نمی توان آن را نادیده گرفت. چرا که برخی از ایرانیان حس ایران‌گرایی عمیقی داشتند. بسیاری از آنها نیز همزمان به مذهب و ایران‌گرایی تعلق خاطر داشتند و همین امر تمایل آنها برای استفاده از تولیدات داخلی و تحریم کالاهای غربی را دوچندان می کرد. ضمن اینکه ایرانیان در بخش اعظم دوره حکومت قاجار، طعم تلخ خیانت ها و خسارت های غربیان را چشیده و اعتماد خود را به این عناصر از دست داده بودند.[2]

علما با استفاده از ظرفیت میهن‌پرستی موجود در بین ایرانیان، علاوه بر اتکا به حساسیت های مذهبی، سعی کردند در مواردی حساسیت های ملی را برای عده ای برانگیزند تا شاید از طریق ملی‌گرایی بتوانند کمکی به دین  و استقلال یک کشور مذهبی بکنند. سید جمال واعظ اصفهانی از سخنرانان پرشور و فعال عصر مشروطه، یکی از علمایی بود که بر این دو جنبه تأکید داشت و به مردم می گفت: «شما دو چیز دارید که باید قدرش را بدانید و حفظ کنید. اول اسلام و دوم ایران. از بابت دین اهل قرآن هستید و قائل به کلمه «لا اله الا الله» و تمامتان از پادشاه و وزیر و علماء، حجت الاسلام و طلاب و تاجر و کاسب و نوکر و اهل زراعت از زن و مرد تمام باید دین تان از روی قرآن باشد و از بابت دنیا اهل ایرانیم. تمام باید ترتیب مان به ترتیب ایران باشد. مسلمان آدم چه قدر بی غیرت باشد که لباس و زبان خودش را رها و دست بردارد، لباس فرنگی را بپوشد و زبان فرنگی را حرف بزند» (یغمائی، 2537 شاهنشاهی: 121)

- حمایت های عملی از تولیدات داخلی

اقتصاد بیمار قاجار از توانایی لازم برای برقراری توازن در روابط تجاری برخوردار نبود. این عدم توازن به خصوص در نیمه دوم حکومت قاجار بیشتر به چشم می آمد. در مقایسه با تأکیداتی که در این دوران بر استفاده از تولیدات داخلی می شد، در این زمینه کمتر پیشرفت حاصل شد. چرا که توان تولید داخلی و تنوع محصولات در حدی نبود که نیازهای به‌روز شدۀ مردم را پاسخگو باشد. با این حال، سائق هایی وجود داشتند که مردم را به سمت استفاده از تولیدات داخلی هدایت می کردند. 

مهم‌ترین و تأثیرگذارترین گروه در زمینه حمایت از تولیدات داخلی در عصر قاجار، علمای این دوره بوده اند. از ماجرای تحریم تنباکو به عنوان اولین رویارویی بزرگ علما با حکومت قاجار و اروپائیانی که به دنبال امتیازات اقتصادی بودند، یاد می شود. این تقابل نه بر اساس یک برنامه ریزی راهبردی، بلکه بیشتر یک واکنش آنی و صرفاً با یک فتوا در برابر اعطای یک امتیاز اقتصادی به غیرمسلمانان بوده است. گفته شده تا قبل از قیام تنباکو، قباحت و زشتی معامله و سلطه اقتصادی اجانب به بازار مسلمین، بر همگان معلوم نبود. (نجفی، 1371: 29) اما با گذشت زمان علما خطر سلطه اقتصادی غرب را پشت دروازه ها احساس کرده و با رواج کالاهای خارجی در بازار ایران، اقدامات آنها هم وجوه دیگری به خود گرفته و نقطه‌زنی هایی در این زمینه انجام شد.

نگرانی اصلی علما به خطر دین‌زدایی مربوط می شد که بلافاصله پس از سلطه اقتصادی غرب بر جامعه ایران قابل تصور بود.[3] به همین خاطر، ظلم ستیزی علما در دوره قاجار شالوده ایدئولوژیک داشت و از باورهای شیعی نشأت می گرفت.

 

[1] - لازم به ذکر است لفظ «شاه» در دوره صفوی پیش از نام سلاطین صفویه می آمد مانند «شاه اسماعیل»، «شاه طهماسب»، «شاه عباس»، «شاه صفی»، «شاه سلیمان» و ... اما بعد از سقوط صفویان و در ادوار افشار و قاجار و پهلوی دیگر هرگز به این صورت ادا نشد و نام فرد در ابتدای عبارت می آمد. مانند «نادرشاه»، «فتحعلیشاه»، «ناصرالدین شاه»، «احمد شاه»، «رضا شاه» و ...

[2] - ساویج لندور (در دوره مظفرالدین شاه از ایران دیدار داشته است) در مورد خاطرات تلخ ایرانی ها از نحوه برخورد اروپائیان می نویسد: «در آسیا ملتی یافت نمی شود که به اندازه ایرانیان از رفتار و ماجراجویی های شرم آور اروپائیان آسیب دیده باشد. ایران و بهتر بگویم مردم ایران قربانی تکبر و خودخواهی توخالی و گرفتار دغلکاری اروپائیان بوده اند. دوز و کلک هایی که اروپائیان بر سر مردم ایران سوار کرده اند شنیدنی است» (ساویج اندور، 1388: 101) 

[3] - به خصوص انتشار خبر اظهارنظر «گلادستون» موجب شده بود این نگرانی ها عینیت بیشتری برای علما داشته باشد. گلادستون صدر اعظم انگلیس در كرسى نطق مجلس اعيان، قرآنى از بغل خود درآورده و گفته بود: «تا از اين كتاب آسمانى در عالم اسمى باقى است، ما نبايد بدوام و بقاى مستملكات خود مطمئن باشيم» (مستوفی، 1384، ج 3: 110) لنین هم با ادبیاتی مشابه به این نکته اشاره کرده بود که تا مشرق زمین علاقه به دیانت دارد مرام ما پیشرفت نمی کند (هدایت، 1361: 380) همچنین سرادواردگرى گفته بود: «تا قرآن پيغمبر عرب در روى زمين پيروانى دارد نفوذ و سلطه بريتانياى كبير در مخاطره خواهد بود.» (فراهانی، 1385، ج 2: 350)   


پربازدید‌ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید‌ترین مطالب

مطالب مرتبط
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 144

آدرس: قم - میدان شهدا - خیابان معلم   پژوهشکده تاریخ و سبره اهل بیت (علیه السلام)
تلفن: 31156735- 025
31156926 - 025
ایمیل: history@isca.ac.ir

ایتا
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

پ‍ژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت عليه‌السلام-پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
مجری سایت : شرکت سیگما