مصاحبه ویژگی های زمامدار پیرو حضرت علی علیه السلام عهدنامه محمدبن ابی‌بکر به همراه عهدنامه مالک اشتر، از مهم‌ترین متون در شناخت شیوه حکمرانی امیرالمومنین (ع) است. محتوای این کتاب و فرمانی که حضرت به این دو فرماندار استان مهم مصر مرقوم کردند، معرف یک اصل کلی در تفکر اسلامی یعنی «پذیرش دیگری» است

به گزارش خبرگزاری مهر، عهدنامه محمدبن ابی‌بکر به همراه عهدنامه مالک اشتر، از مهم‌ترین متون در شناخت شیوه حکمرانی امیرالمومنین (عاست. محتوای این کتاب و فرمانی که حضرت به این دو فرماندار استان مهم مصر مرقوم کردند، معرف یک اصل کلی در تفکر اسلامی یعنی «پذیرش دیگری» است. پذیرشی که شاید چندان مورد توجه حکمرانان در کشورهای جهان اسلام پس از دوران زمامداری حضرت امیر قرار نگرفت. درباره این موضوع با حجت‌الاسلام ذاکری به گفت‌وگو نشستیم. او هم‌اکنون عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی است.

زمانی که محمد بن ابوبکر به سمت استانداری منطقه حساس مصر رسید حداکثر ۲۷ سال سن داشت. از این نکته ما به اهمیت جوانگراییدر میان کارگزاران حکومت هم پی می‌بریم. اصولاً جوانگرایی از برنامه‌های اصلی امیرالمومنین در انتخاب کارگزاران خود بوداز دیگر تالیفات منتشر شده حجت‌الاسلام ذاکری می‌توان به این موارد اشاره کرد: «امام علی (عو ایرانیان»، «مدیریت و سیاست: فرمان امیرالمومنین (عبه مالک اشتر»، «سیمای کارگزاران علی‌بن‌ابی‌طالب امیرالمومنین (ع)؛ دبیران و مسئولان اقتصادی»، «سیمای کارگزاران علی بن ابیطالب امیرالمومنین (ع): استانداران مصر و بصره»، «حکومت و سیاست: نامه امیرالمومنین به شیعیان درباره خلفا»، «اخلاق کارگزاران»، «اخلاق مسئولان نظام اسلامی»، «طلوع خورشید: سال‌شمار زندگانی امام خمینی (ره)» و «ضرورت تعامل علمای جهان اسلام و اجتناب از لعن و تکفیر».

محمدبن ابی‌بکر پس از حضور در مصر به عنوان استاندار، سوالات خود را که اتفاقاً جنبه فقهی هم داشتند طی نامه‌ای از امیرالمومنین پرسید. این نشان می‌دهد که او با چالش‌هایی مهم و جدی مواجه بود. برای شروع بحث درباره محمد بن ابی‌بکر و سن او در هنگام نصب به فرمانداری مصر بفرمائید؟

محمد بن ابوبکر، پسر خلیفه اول است. مادر او اسماً بنت عمیس است. او در سال دهم هجری و در زمان حجةالوداع پیغمبر به دنیا آمد. پس از فوت ابوبکر، مادر محمد یعنی اسماًبنت عمیس به ازدواج امیرالمومنین درآمد، بنابراین محمد بن ابوبکر در خانه حضرت امیر (ع) بزرگ شد. اسماً بنت عمیس ابتدا همسر جعفر بن ابی‌طالب (جعفر طیار) بود که پس از شهادت جعفر در جنگ موته به ازدواج ابوبکر درآمد.

همانطور که اشاره شد محمدبن ابوبکر در سال دهم هجرت به دنیا آمد. زمان آغاز خلافت امیرالمومنین سال ۳۵ هجری است، بنابراین محمدبن ابوبکر در این سال ۲۵ ساله است. او در جنگ جمل همراه حضرت بود، اما پس از این جنگ، امیرالمومنین استاندار وقت مصر یعنی قیس بن سعد بن عباده خزرجی را عزل و محمدبن ابوبکر را جایگزین او کرد.

زمانی که محمد بن ابوبکر به سمت استانداری منطقه حساس مصر رسید حداکثر ۲۷ سال سن داشت. از این نکته ما به اهمیت جوانگرایی در میان کارگزاران حکومت هم پی می‌بریم. اصولاً جوانگرایی از برنامه‌های اصلی امیرالمومنین در انتخاب کارگزاران خود بود.

منابعی را که در آنها عهدنامه محمد بن ابی‌بکر روایت شده و به امروز رسیده نیز برای مخاطبان مهر معرفی کنید.

اصل منبع «الغارات» ابراهیم بن محمد ثقفی است که این نامه و پاسخ‌های حضرت را روایت کرده است. «امالی» شیخ مفید هم از جمله منابع مهمی است که در آن بخشی از این عهدنامه ضبط شده استابن ابی شیبه در «المصنف» این نامه را در دو مورد با یک سند دیگر نقل کرده است. شیخ حر عاملی در «وسایل الشیعة فی تحصیل مسائل الشریعة» این خبر را از «الغارات» گزارش کرده و آورده است و بالطبع محدث نوری در «مُستَدرَکُ الوَسائلو مُستَنبَطُ المَسائل» نیز به این نامه‌ها اشاره کرده است. بخش‌هایی از عهدنامه نیز در «تحف العقول» ابن شعبه حرانی روایت شده است.

امیرالمومنین (ع هم زمان با حضور محمد بن ابی بکر در مصر، مالک اشتر را با فرمان استانداری به سوی مصر فرستاد و نکاتی را برای زمامداری بین مردم مصر به او دیکته کرد. مهم‌ترین مساله در فرمان حضرت به مالک تاکید بر اصل کرامت ذاتی انسان فارغ از دین و آیین‌اشاست. آیا می‌توان گفت فرمان حضرت به مالک اشتر بر اساس گزارش‌های ابن ابی‌بکر بود؟ همچنین چالش‌هایی که حضرت به آنها پاسخ داد، صرفاً مختص به آن منطقه نبوده و در تمام زمان‌ها و مکان‌ها می‌تواند اتفاق بیفتد. آیا دستور حضرت یک فرمان عمومی است؟

امیرالمومنین (ععهدنامه مفصلی برای مالک اشتر نوشت و او را به مصر راهی کرد. بسیاری بر این تصورند که حضرت برای همه کارگزاران عهدنامه نوشته است که چنین نیست و این اختصاص به مالک داشته است. با این اوصاف اما دستوراتی که حضرت در این عهدنامه صادر می‌کنند، چیزی نیست که محدودیت زمانی و مکانی داشته باشد و همه حکمرانان باید از آن بهره ببرند.

اما علت این دستورات به مالک اشتر، سوالات محمد بن ابی‌بکر بود. او که ۲۷ ساله بود در نامه‌اش مسائلی فقهی از این دست پرسید که «با ستاره‌پرستان، ماه پرست‌ها یا خورشیدپرست‌های مصر که اهل کتاب نیستند چه باید کرد؟» و «اگر روابط نامشروعی بین یک نفر مسلمان و یک نفر اهل کتاب افشا شود، حکمش چیست؟» او بجز پاسخ پرسش‌هایش از حضرت به طور رسمی نیز درخواست کرد تا نامه‌ای درباره مسائل قضائی مورد نیازش بنویسد. بنابراین با توجه به اتفاقاتی که در مصر رخ داده بود و شرایط حاکم بر این سرزمین با توجه به سوالات محمد بن ابی‌بکر، حضرت فرمان مشهور خود به مالک اشتر را نوشت.

برای محمد بن ابی‌بکر محل پرسش شد که با این طیف از اقلیت‌های اهل کتاب نیستند و کافر به شمار می‌آید چه باید کرد؟ تکلیف اهل کتاب که به خدای واحد ایمان دارند جداست، اما آیا صرفاً باید با کافران و ستاره پرستان جنگید و آنها را مجبور به پذیرش اسلام کرد؟ و اگر نپذیرفتند باید آنها را از دم تیغ گذراند؟پس از دوران پیغمبر مکرم اسلام و در هنگامه فتوحات، مسلمانان هر سرزمینی را که فتح می‌کردند، برای ادامه سلطه سیاسی خود بر آن منطقه قراردادهای صلحی را بین خود و بومیان آن سرزمین می‌نوشتند و بیشتر هم همین سلطه سیاسی برایشان مهم بود. اگر اهالی و شهروندان آن منطقه بر طبق قرارداد عمل کرده و جزیه خود را می‌پرداختند، آزاد بودند تا مطابق دینشان عمل کنند. در کنار این معمولاً اقلیت‌های دینی غیررسمی هم هم بودند که اهل کتاب به حساب نمی‌آمدند. به عنوان مثال در مصر آن دورانصائبی‌ها هم زندگی می‌کردند و این برای محمد بن ابی‌بکر محل پرسش شد که با این طیف از اقلیت‌های اهل کتاب نیستند و کافر به شمار می‌آید چه باید کرد؟ تکلیف اهل کتاب که به خدای واحد ایمان دارند جداست، اما آیا صرفاً باید با کافران و ستاره پرستان جنگید و آنها را مجبور به پذیرش اسلام کرد؟ و اگر نپذیرفتند باید آنها را از دم تیغ گذراند؟

پاسخ امیرالمومنین (ع) به محمد بن ابوبکر این بود که اگر این اقلیت غیر اهل کتاب پیشترمسلمان بوده و بعد به این دین روی آوردند که حکمشان ارتداد است، اما اگر از قبل به این دین بوده‌اند بگذار آزاد باشند و هرچه می‌خواهند بپرستند. یعنی امیرالمومنین (عتاکید فرمود که آنها را مجبور به پذیرش اسلام و مسلمانی نکنند. این نکته بسیار مهمی است و معمولاً در فقه ما چه شیعه و چه سنی، به این پاسخ حضرت توجه خاصی نشده که نباید در محدوده احوالات شخصی مردمان دخالت کرد. به اعتقاد حضرت، حتی غیر اهل کتاب نیز باید آزاد باشند