حیات، حکمت و حکومت پیامبر اعظم(ص)، جمعی از نویسندگان به کوشش حمیدرضا مطهری، سال نشر ۱۳۹۲.

در باب سیره حضرت آثار بسیاری نگاشته شده است که مع الأسف سهم شیعه کمتر از اهل سنت بوده است، لکن فراوانی این قبیل آثار ما را از بررسی و تبیین مجدد سیره‌ آن حضرت باز نمی‌دارد؛ چه اینکه با وجود پیدایش نگرش‌ها و اندیشه‌های جدید بشری، نگاه دوباره به شخصیت و سیره پیامبر خاتم9 ضرورتی دیگر می‌یابد تا پاسخ‌دادن به سؤالات، روزآمدتر و کاربردی‌تر و در جهت رفع شبهات باشد.

کتاب حاضر تلاش کرده است تا در قالب مقالات متعدد از نویسندگان مختلف، نگاهی دوباره به زندگی، سیره، شخصیت و حکومت پیامبر اسلام9 کند و حکمت برخی اقدامات او را نشان دهد. بدین ترتیب، هر یک از مقالات یاد شده، از زاویه‌ای به این موضوع پرداخته است. حکمت ازدواج‌های آن حضرت، سیاست خارجی، نقش‌آفرینی زنان در حکومت آن حضرت، بهداشت فردی، چگونگی ارتباط او با اهل کتاب، اخلاق خانوادگی، سیره‌ نظامی و جنگی او… از موضوعات مورد بررسی نویسندگان این کتاب است.

نویسندگان مقالات در پژوهش‌های خود از منابع متنوعی بهره برده‌اند و به منظور کارآمدی، ایجاد جذابیت و نگاه دقیق، موضوعات مختلف پیرامون شخصیت، زندگی و سیره‌ آن گرامی ‌پیامبر را در قالب ریزتر و جزئی‌تر در نظر گرفته‌اند. همه‌ مقالات با «چکیده» آغاز شده‌اند و تحت عنوان «نتیجه» ـ به‌ جز دو مقاله که بدون عنوان «نتیجه»‌اند ـ پایان پذیرفته‌اند.

 دریافت نویسندگان کتاب حاضر از مطالعه سیره‌ اخلاقی و رفتاری پیامبر اعظم: این است که آن حضرت آنچه ابلاغ فرموده، بر اساس خواست و اراده الهی بوده است. او در صدد انجام وظیفه الهی بوده و رنج ابلاغ فرمان خدا را بر دوش کشیده است. همه‌ گفتارها و کردارهای پیامبر اسلام9 بر اساس حکمت بوده و او در این راه به گونه‌ای خستگی ناپذیر تلاش کرده است. سراسر زندگی آن حضرت آموزنده و حاوی درس‌های اخلاقی است. او هم در ابعاد فردی و هم در ابعاد اجتماعی، بر حقوق افراد احترام می‌گذاشت و حتی آن‌گاه که در آثار هجرت به مدینه با یهودیان پیمان بست، نه برای برون ‌رفت از شرایط سخت آغاز اسلام، که بر مبنای اندیشه سیاسی رسول خدا9 و نگاه اسلام به همه ادیان بود، اما گروه‌های یهودی که پیامبری از غیر نژاد خود را بر نمی‌تافتند، نقض پیمان کردند و از این‌ رو بود که مسلمانان در صدد دفاع از خود برآمدند. آن حضرت هرگز در هیچ اقدامی، حتی در ازدواج‌های خود، به دنبال خواسته‌های شخصی و نفسانی نبود و اگر به بهداشت فردی خود اهمیت می‌داد، نه به قصد خودنمایی و توجه به فردیت خود، بلکه به منظور نمایاندن خواست فطری انسان بود که گرایش به پاکیزگی دارد. او می‌خواست پیرایه‌هایی را که احتمال داشت بعد از وی، دینش را به تحریف و خرافه بکشاند، بزداید.