
این اثر به معرفی کتابهای نویسندگان اهل سنت (به صورت مستقل یا غیر مستقل) در موضوع زندگانی امامان شیعه و فاطمه زهرا3 به منظور دستیابی به روند تاریخ نگاری اهل سنت در این موضوع میپردازد. برای دستیابی به این هدف، ابتدا کتابهای نوشته شده از سوی نویسندگان اهل سنت در پنج گروه حدیثی، شرح حال، تاریخی، ادبی و تک نگاشته دسته بندی شده و ضمن توصیف و تحلیل محتوای آنها، اصول و گرایشهای کلی حاکم بر تاریخ نگاری اهل سنت استخراج گردیده است. در ترسیم سیمای ائمه از منظر کتابهای اهل سنت دو گرایش که در اصول کلی با یکدیگر مشترکند میتوان شناسائی کرد. گرایش اول، امامان را از علمای صالح و نیک میداند، اما هیچ ویژگی و امتیاز منحصر به فردی برای آنان قائل نیست، بلکه دانشمندان دیگر را همردیف آنان و گاه برتر معرفی میکند. ابن تیمیه (م. ۷۲۸)، ذهبی (م. ۷۴۸) و ابن کثیر (م. ۷۷۴)، که به بررسی زندگانی امامان شیعه، پرداختهاند، در این دسته جای دارند. گرایش دوم که نزدیک به شیعه است به صورت گسترده فضائل ائمه را نقل میکند که این فضائل گاه چهرهای فوق بشری از ائمه به دست میدهد. حاکم حسکانی (م. بعد ۴۷۰) و خوارزمی (م. ۵۶۸)، در شمار این دستهاند.
تاریخ نگاری اهل سنت در موضوع یاد شده هر چند با نگارش شرح حال اصحاب کساء (امام علی7، فاطمه زهرا3 و امام حسن و امام حسین8) به صورت مستقل و یا ضمن مجموعههای بزرگتر آغاز شد، اما این روند به مرور شامل شرح حال دوازده امام گردید و از قرن ششم به بعد به موازات گسترش فرهنگی تشیع، کتابهایی پدید آمد که دربردارنده شرح حال دوازده امام بود. پس از سقوط خلافت بغداد (656ق)، تاریخ نگاری مربوط به ائمه نیز دچار تحولاتی شد. در مصر و شامات، دولت ممالیک (۶۴۸-۹۲۲) با سیاست ضد شیعی پدید آمد و دانشمندان اهل سنت که در سایه این دولت میزیستند، احساس میکردند، علمای شیعه در پرتوی امپراتوری مغولان در صدد رواج مذهب خویشاند، بدین جهت در نوشتههایشان به مقابله با شیعیان پرداختند. در این حرکت تلاش بر این بود تا ائمه افرادی عادی معرفی شوند. بنابراین، ویژگیهایی مانند عصمت، امامت و علم فوق العاده ائمه را که تاریخ نگاری شیعیان تحت تاثیر آن قرار داشت، به شدت انکار میکردند. همزمان با تغییراتی که در مصر و شام در تاریخ نگاری اهل سنت به وجود آمد، در ایران و در حوزه فارسی زبان، حرکتی همدلانه در تاریخ نگاری اهل سنت در موضوع زندگانی ائمه پدیدار شد. نگارش زندگانی ائمه به زبان فارسی و در منابع تاریخی اهل سنت هر چند پیش از این آغاز شده بود، اما در این عصر تقویت شد و کتابهای تاریخی که به زبان فارسی تدوین میشد در بر دارنده شرح حال ائمه نیز بود. تاریخ بناکتی (م. ۷۳۰)، مجمع الانساب شبانکارهای (م. ۷۳۶)، تاریخ گزیده (م. ۷۴۰) و مُجمل فصیحی (م.۸۴۶)، نمونههایی از این نوشتهها است. این حرکت در پرتو گسترش تشیع که تمایلات صوفیانه نیز در آن مشاهده میشد، محقق گشت.